تبليغاتX
محراب

محراب

فرهنگی هنری (داستان کوتاه)

صدای استاد را شنیدم، گفت: ندا ...  ندا

ساز را  توی دستم گرفتم، نت ها موسیقی جلوی چشمم بود، نمی دونم چرا نت های موسقی مرا همیشه یاد سیم خاردار می اندازد، انگار نت ها به خط حامل گیر کرده اند، اسیرند، نمی توانند پرواز کنند. دوباره یاد درس تاریخ فلسفه افتادم، تفاوت فلسفه شرق و غرب. امروز که از دانشگاه بیرون اومدم، به سوال های امتحان دوباره فکر کردم، مردد بودم که جواب ها را درست نوشتم یا نه؟ منطق اسارت نت های موسیقی چی بود؟

استاد صدایش را دو پرده بالاتر برده بود و مرا صدا می زد ولی چیز عجیبی در صداش بود. انگار که بغض کرده باشد. صدایش مثل صدای استاد درس فلسفه و نظريه هاي ماهيت انسان شده بود یاد کلاس اجتماع، جامعه و حقوق افتادم. وقتی با استاد بحث کردم تفاوت فلسفه غرب و شرق  نه تنها در مفاهیم است که قوانین هم هست استاد جواب درستی نداد و همونجا بود که از فلسفه خسته شدم تصمیم گرفتم امروز در کلاس موسیقی حتما یه آهنگ کامل بزنم

نمی دونم چرا یه دفعه یاد دریا کردم خیلی دوست داشتم یه آبتنی توی دریا کنم دفعه پیش که رفتم شمال، دریای خزر را نگاه کردم انگار دریا هم منو نگاه می کرد از توی دریا مرغای دریایی پرواز کردند...

استاد گفت امروز هواست کجاست ندا؟ ساز را درست بگیر؟  بعد رو کرد به بچه های کلاس و گفت شما بخونید و  به همه بچه ها متن شعر را داد البته همه حفظ بودند به نت ها نگاه کردم و شروع کردم به نواختن.

استاد  هم با بقیه همراهی کرد:

ای ایران ای مرز پرگهر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم

نت های موسیقی دوباره مثل سیم خاردار بودند. نت را اشتباه زدم، استاد نگاه تندی به من کرد. امروز اصلا حال ساز زدن نداشتم. استاد گفت: امروز دیگه بسه. تعطیل.

از کلاس بیرون اومدیم. استاد دم در کلاس گفت: امروز بیرون شلوغه من می رسونمت. توی خیابون امیر آباد جمعیت غلغله بود. دیگه ماشین را جلوتر نمی شد برد. استاد ماشین را پارک کرد. با جمعیت همراه شدیم. یک دفعه یه صدایی اومد. انگار نت های موسیقی آزاد شدند. ساز را انداختم و تصمیم گرفتم بخونم . خوندم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه‌ام

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

صدای استاد را شنیدم.

ندا ...ندا...نرو...بمون...ندا

 

تهران. 2/4/1388   
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:12  توسط محراب  |